نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٥

يك دنيا غم و حسرت

با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم

ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نمي بندم

به آسوني يك قصه تو از عشقم گذر كردي

دلم يك گوله آتيش بود تو اونو شعله ور كردي

ميون اين همه آدم شدم تنهاترين تنها

منو اينجا رها كردي تو در اين گوشه دنيا

با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم

ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نمي بندم

ببين بغض شكسته ام رو نمي گم ديره يا زوده

اگر چيزي برام مونده يه مشتي خاطره مونده

واسه اين عاشق ساده يه روز مثل خدا بودي

نمي دونست دل ساده كه خيلي بي وفا بودي

با اينكه دل بريدم من شكسته بال پروازم

هنوز هم توي اين غربت برات معناي آوازم

با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم

ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نمي بندم