نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٤

دروغ

 

دروغ ميگفت.ديگري را دوست ميداشت.

بارها گفتم دوستم داري؟گفت:آري

تا ديري خاموش بودم.ولي آخر از پاي شکيب افتادم و گفتم:

راست بگو ترا خواهم بخشيد آيا دل به ديگري بستي؟

گفت:نه!

فرياد زدم .بگو راستش را هر چه هست ترا خواهم گذشت.....

عاقبت باآرزوي فراوان پيش آمد و گفت:

مرا ببخش..... ديگري را دوست دارم

گفتم:حال که سالها تو بمن دروغ ميگفتي اين بار هم من بتو دروغ گفتم:

ترا نخواهم بخشيد.