نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٤

عشق تو و روح تو

 

دگر عشق تو و روح تو در كالبدم نيست

دگر حرف تو و فكر تو در جان و دلم نيست

دگر دوست ندارم بشوم ملعبه ي تو

دگر نيست خبر از هوس زودگذر تو

دگر خسته شده جان من از دوري تو

چه كردي كه شدم عاشق زارو همه جا در هوس تو

دگر از عكس تو در شيشة قلبم خبري نيست

دگر از دست تو در دست غريبم خبري نيست

ديدي كه چگونه شده ام خوارو خفيفت

در اين طرف و آن طرفت زارو ذليلت

ديدي كه دوباره مثل ديروز شدي حاكم قلبم

با دست پليدت دوباره بزدي تيشه به قلبم

نفرين به تو و عشق تو درعمق وجودم

نفرين به من و قلب من و باور زودم

نفرين ابد بر تو كه آتش زدي دامان وفايم

نفرين ابد برمن مسكين كه شدم مست نگاهت...