نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٤

گرمي بوسه او

هنگامي که گرمي بوسه او را بر لبان سوزان خود احساس کنم ؛نيم مرده و

بيجان سر به بيابان خواهم نهاد.

سوي باختر؛سوي خاور؛هر کجا که بياباني خشک و سوزان باشد.

لگد کوب پايم نيم جان خواهم شدو تا آنجا که نيرو ودر تن داشته باشم به هر

جانب که پيش آيدخواهم رفت وهنگاميکه پيروزمندانه بيايدودر آغوشم گيرد و

مرا از آن خويش کند.

فرياد زنان دست و پا خواهم زدو داد از دل ديوانه بر خواهم آورد: به او رحم

نمي کنم دشنامش خواهم گفت :در آن هنگام که مرا سراپا از آن خود

پندارد؛گرفتار شوم؛ديوانه ام شود در آتش و صلم بسوزد.آنگاه خويش را از

چنگش بدر خواهم آورد.

تا کارش را دشوار کنم .اما ..... اگر نيايد چکنم؟؟