نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٤

برای تو می نویسم

برای تو می نویسم . تویی که مرا با عشق خویش خلق کردی .تویی که

پرواز به من آموختی بدون بالی برای گشودن . پر پرواز به من دادی بی آنکه

خویش بر بال هایم بنشینی و اوج گرفتنم را به نظاره روی. خلقم کردی از

هیچ ولی دوباره ویرانم کن که خود طاقت ویران کردن ندارم . بی تو هیچم  و

تو می دانی. تو می دانی وجودم را بر وجودت بنا نمودی و چه قصر سست

بنیادی . قصری که تو بر دریاچه ی هوس ساختی و من بردشت نام آور

عشق. تو ندانستی چه می کنی با قلب یخ زده ی من ومن می دانستم

طریق دل بستن را.

می سرودم عشق را بی آن که بدانم قافیه را .

می کشیدم پروانه را بر بوم گونه هایت بی آن که بدانم شمع چیست.

دیگر گل را باور ندارم . نمی توانم آسمان را باور کنم.

رفتی....

                                           سفرت به خیر