نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٤

بازا

ای پاکترین واژه ی هستی

ای آتش دل نوای مستی

بازا که شکست حرمت دل

بشکن به شراره چشم پستی

بازا که دلم به خون قرین شد

آوازه ی عاشقی همین شد
 
ای پاکترین واژه ی تقدیر

ای رنگ حقیقت از تو تفهیم

بازا که دل از تو می نویسد

ای نقش زمانه از تو تصویر
 
بازا که شب از ستاره خالیست

افسون شده خاک آشنا نیست

چشمان فلک تنگ و حقیر است

بازا که زمانه مهربان نیست
 
بازا بازا دوباره بازا

بازا که صدای دل غمین است

آوازه ی عاشقی همین است