نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٤

عشق دروغ !!!

 رفته بوديم که دورازانظارديگران ، ساعتي با سرگرداني يک عشق بي پناه ،

زيرروشنايي مات ماه گردش کنيم ...

آسمان کاملاً صاف بود . معهذا ، پاره اي ابرسياه ، صورت نازنين ماه را ،

درسياهي خود ناپديد مي کرد... گفتم :آسمان به اين صافي ، معلوم نيست

اين قطعه ابرسياه ، ازگريبان  ماچه مي خواهد ؟...اشاره به ابر کرد ، آهی

کشيد وگفت :آن ؟!...

آن ابر نيست!عصاره است!عصاره ي ناله هاي پنهاني عشاق واقعي است...

روي ماه را پوشانيده است ، تا ماه شاهد عشق دروغ من وتو نباشد...