نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٤

سخته گفتن

گاهی سخته گفتن آنچه درون ماست

گاهی سخته قبول آنکه عاشق شدی

خدایا دیگر طاقت دوری و انتظارم نیست

اگر باز هم …. اگر باز هم او ….

قلبم خسته است

خسته تازه التیام یافته

روزی میرسد که دیگر وصله ای به آن نتوان کرد

آن وقت چه کنم خدایا

حرفهایت هنوزم دلم را می لرزاند

اکنون دیگر می توانم بگویم که قلبم نزد توست

آن دورها …اما چه نزدیک

من دیگر چه دارم که بمانم؟!

همه چی در دست توست….           

برای کسی که میدونه چقدر دوستش دارم