نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳۸٤

ميگفتي

ميگفتي عاشق باروني اما وقتي بارون مياد روي سرت چتر

ميگيري.                                                           

ميگفتي عاشق برفي اما طاقت يه گوله برف را نداري. 

ميگفتي عاشق پرنده هايي اما به راحتي اونارو تو قفس ميكني.
 
ميگفتي عاشق گلهايي اما خيلي راحت اونارو از شاخه جدا ميكني.
 
اونوقت انتظار داري نترسم وقتي ميگي دوستت دارم.