نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۱

UP جدید* 27/09/91

آواز خوش زندگی

زندگی رودخانه ای ست از فنا تا به فنا.

زندگی اصلا پدیده ای منطقی نیست.

منطق ساخته و پرداخته ی ذهن ماست.

زندگی،حیرت در شگفتی هاست؛

پرسه زدن در زیبایی هاست.

زندگی،معامله نیست،

تجارت نیست؛

شهود عاشقانه ی اشیاست.

زندگی،

زمانی معنا دارد که سفری در جاده ی عشق باشد.

زندگی،سفراست.

کسانی که جایی در گوشه و کنارها اطراق می کنند،

زندگی را می بازند.

انسان باید آواره و پرسه زن باشد،

انسان باید خانه به دوش باشد؛

هر جا که اُتراق شود، زندگی در آن جا می میرد.




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :آواز خوش زندگی و کلمات کليدي :مسیحا برزگر و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۱

UP جدید* 15/09/91

پا به پای کودکی هایم بیا

پا به پای کودکی هایم بیا

کفش هایت را به پا کن تا به تا

قاه قاه خنده ات را ساز کن

باز هم با خنده ات اعجاز کن

پا بکوب و لج کن و راضی نشو

با کسی جز عشق همبازی نشو

بچه های کوچه را هم کن خبر

عاقلی را یک شب از یادت ببر

خاله بازی کن به رسم کودکی

با همان چادر نماز پولکی

طعم چای و قوری گلدارمان

لحظه های ناب بی تکرارمان

مادری از جنس باران داشتیم

در کنارش خواب آسان داشتیم

یا پدر اسطوره  دنیای ما

قهرمان باور زیبای ما

قصه های هر شب مادربزرگ

ماجرای بزبز قندی و گرگ

غصه هرگز فرصت جولان نداشت

خنده های کودکی پایان نداشت

هر کسی  رنگ خودش بی شیله بود

ثروت هر بچه قدری تیله بود

ای شریک نان و گردو و پنیر  !

همکلاسی ! باز دستم را بگیر

مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست

آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟

حال ما را از کسی پرسیده ای ؟

مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟

حسرت پرواز داری در قفس؟

می کشی مشکل در این دنیا نفس؟

سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟

رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟

رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟

آسمان باورت مهتابی است ؟

هرکجایی شعر باران را بخوان

ساده باش و باز هم کودک بمان

باز باران با ترانه ، گریه کن !

کودکی تو ، کودکانه گریه کن!

ای رفیق روز های گرم و سرد

سادگی هایم به سویم باز گرد!




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :پا به پای کودکی هایم بیا و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ آذر ۱۳٩۱

UP جدید* 08/09/91

خدا پشت پنجره ایستاده

گذشته شما هرچی که باشه، هرکاری که کرده باشید.. هرکاری که شیطان دایم اون رو به رختون میکشه ( دروغ، تقلب، ترس، عادتهای بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و...) هرچی که هست... باید بدونید که خدا کنار پنجره ایستاه بوده و همه چیز رو دیده.

همه زندگیتون ، همه کاراتون رو دیده.

اون میخواد که شما بدونید که دوستتون داره و شما رو بخشیده... فقط میخواد ببینه تا کی به شیطان اجازه میدید به خاطر این کارا شما رو در خدمت بگیره!

بهترین چیز درباره خدا اینه که هر وقت ازش طلب بخشایش میکنید نه تنها میبخشه بلکه فراموش هم میکنه.

همیشه به خاطر داشته باشید:
 
*خدا پشت پنجره ایستاده*




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :خدا پشت پنجره ایستاده و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین