نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

 UP جدید* 31/02/91

کسی شبیهت نیست

تو مهربان تر از آنی که فکر می کردم

درست مثل همانی که فکر می کردم

شبیه ... ساده بگویم کسی شبیهت نیست

هنوز هم تو چنانی که فکر می کردم

تو جان شعر منی و جهان چشمانم

مبادا بی تو جهانی که فکر می کردم

تمام دلخوشی لحظه های من از توست

تو آن آن زمانی که فکر می کردم

درست مثل همانی که در پی ات بودم

درست مثل همانی که فکر می کردم




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :کسی شبیهت نیست و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱

 UP جدید* 27/02/91

دنیایم را میدهم برای لبخندت

دنیایم را میدهم برای لبخندت... هراسی نیست ...شاد که باشی دوباره دنیا از آن من است

بیا خط بکش بر سکوت دلم

بیا بغض این ابر را پاره کن

بیا یک سفر پا به پایم بیا

سکوت دلم را بیا چاره کن

بیا خسته ام از شب و گریه ها

از این قصه تلخ و بی انتها

بیا خط بکش بر سکوت دلم

هنوز فرصتی هست اما بیا

رها کن سکوتی رو که بین ماست

بیا لحظه لحظه منو تازه کن

که من زنده می شم به لبخند تو

بیا عشقتوبا دل اندازه کن

بیا عاشقم باش و باور بکن

که با تو کس عقده هامو ندید

هنوز اول راه خوشبختیه

بیا آخر این ترانه رسید




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :دنیایم را میدهم برای لبخندت و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 27/02/91

دریاب

خورشید که رفت بیا

چشم به راه آمدن توام،بیا، هر شب بیا

از ستاره ها نشان مرا بپرس

از مهتاب سراغ مرا بگیر

از سکوت کهکشان ها ، زمزمه ی مهرجوی مرا با خود بشنو!...

آن را که ما است،

آن را که دو نیمه را یک سیب کرده است،

آن که دو نیمه را یک خویش کرده است،

دریاب!




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :دریاب و کلمات کليدي :دکتر شریعتی و کلمات کليدي :پشت نقاب شب




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 26/02/91

عاشقت خواهم ماند

عاشقت خواهم ماند

بی آنکه بدانی

دوستت خواهم داشت

بی آنکه بگویم

درد دل خواهم گفت

بی هیچ کلامی

گوش خواهم داد

بی هیچ سخنی

در آغوشت خواهم گریست

بی آنکه حس کنی

در تو ذوب خواهم شد

بی هیچ حرارتی

این گونه شاید احساسم نمیردش




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :عاشقت خواهم ماند و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 25/02/91

زندگی

زندگی یک ارزوی دور نیست

زندگی یک جست و جوی کور نیست

زیستن در پیله ی پروانه چیست؟!

زندگی کن زندگی افسانه نیست

گوش کن...!!

دریا صدایت میزند!

هر چه نا پیدا صدایت می زند!

جنگل خاموش میداند تورا

با صدایی سبز می خواند تورا

اتشی در جان توست

قمری تنها پی دستان توست

پیله ی پروانه از دنیا جداست

زندگی یک مقصد بی انتهاست

هیچ جایی انتهای راه نیست!

این تمامش ماجرای زندگیست




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 24/02/91

قرارمان شب ها

خواستم ببینمت
 
اما گفتی: قرارمان شب ها
 
شبی خواب تو را دیدم
 
زیباست؛ خواب تو هم حتی
 
چه پیشنهاد قشنگی

باشد قرارمان شب ها




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :قرارمان شب ها و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 23/02/91

از کجا بنویسم

از کجا بنویسم

که باز دلت نگیرد و از پیشم نروی

از تلخی های دلکم

پیش دوست و غریبه نگویم

بی هیچ سخنی از دلتنگی ها

لبخندی بر لب آورم که خود نیز ندانم این لبخند از غم های دفن شده در صندوقچه دلم است یا ازبی کسی هایم

لیوانی پر از آب بر می دارم و به جای نوشیدنش بر روی خودم می ریزم شاید از این حال رخوت بیرون آیم...




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :از کجا بنویسم و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 20/02/91

چهل + یک مورد از کم هزینه ترین لذت‌های دنیا

1-  گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم

2 - سعی کنیم بیشتر بخندیم.

3-  تلاش کنیم کمتر گله کنیم.

4 -  با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.

5 - گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.

6 -  بیشتردعا کنیم.

7 - در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم.

8-  هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.

9-  لذت عطسه کردن را حس کنیم.

10-  قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.

11-  زیر دوش آواز بخوانیم.
 
12- سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

13-  گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14-  با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15-  برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم!

16-  از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم.

17-  برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!

18-  مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری کنیم.

19-  در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20-  گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

21-  گاهی از درخت بالا برویم.

22-  احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23-  گاهی کمی پابرهنه راه برویم!.

24-  بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.

25-  وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم

26-  در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم.

27-  سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.

28-  رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

29-  وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.

30-  زیر باران راه برویم.

31-  کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم ..

32-  قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .

33-  چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

34-  اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.

35-  هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36-  احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.

37-  به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.

38-  گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39-  تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.

40-  از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد.

41 - لینک این متن رو به هر مهربانی که دوستش دارید با مهربانی ارسال نمایید.




کلمات کليدي :سخنان ناب و کلمات کليدي :چهل + یک مورد از کم هزینه ترین لذت‌های دنیا و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

 UP جدید* 19/02/91

 درد و دلهای خدا

سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه ام و نه با تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2 ) افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس 30 ) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4 ) و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام (انبیا 87 ) و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان توهم زده شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24 ) و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری (حج 73) پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند، و قلبت آمد توی گلویت و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی . ( احزاب 10 ) تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربان ترینم در بازگشتن. (توبه 118 ) وقتی در تاریکی ها مرا بزاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی . (انعام 63-64) این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده ای. (اسرا 83 ) آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3) غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59) پس کجا می روی؟ (تکویر 26) پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟ (انفطار 6 ) مرا به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره به هم فشرده می کنم تا قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من به تو اصابت کند تا تو فقط لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود (روم 48) من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را در خواب به تمامی بازمی ستانم تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام 60 ) من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می دهم (قریش 3 ) برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگه با هم باشیم (فجر 28-29 ) تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54 )




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :درد و دلهای خدا و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 18/02/91

سلام باران

با آنکه زاده ابری سیاه و دلتنگ هستی

اما چه با طراوت و روح انگیزی!

با دیدنت فهمیدم می‌توان از

دل سیاهی سفیدی نیز طلوع کند

همانطور که از شب روز زاده می‌شود

پس ایمان دارم از دل این دلتنگی‌های امروزم

نظاره‌گر فردایی روشن خواهم بود




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :سلام باران و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 17/02/91

راز ها

کودکان گذشته ندارند .

آدم های شجاع همیشه لجبازند .

انسان نیاز به انتخاب سرنوشتش را دارد نه پذیرش آن .

چه کسی عاقل است ؟ آن که  هر کس چیزی می آموزد .

چه کسی قدرتمند است ؟ آن که بر شهواتش افسار می زند .

هیچ چیز برای سلامتی مرگ بار تر از مراقبت افراطی نیست .

کسانی در کارها موفق شدند که کمتر از خود تعریف شنیده اند.

افتادن در گل و لای ننگ نیست ننگ آن است که در همان جا بماند.

معنای زندگی من همان چیزی است که خودم می خواهم به آن بدهم .

از مخالفت نترسید بادبادک وقتی می تواند بالا برود که با یاد مخالف مواجه شود .

زندگی شوخی زشتی است که هرچه به پایانش نزدیک می شود متهجن  می شود .

خیلی جالب است اغلب نظریاتی که در باره حل مشکلات بیشتری ارائه می شود از سوی کسانی است که هیچگاه مشکل خاصی در زندگی نداشتند .




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :راز ها و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 16/02/91

نمی‌تونی

نمی‌تونی هیچ کس را "مجبور" به انجام کاری کنی

"مجبور" به داشتن حسی.

در ‌‌نهایت به جایی می‌رسی که می‌فهمی هرکس دلیل خودش را دارد و فقط می‌توانی امیدوار باشی تا دلیل کسی شوی و دلیل کسی بمانی.




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :نمی‌تونی و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱

 UP جدید* 14/02/91

پشیمون

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.

پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.

این بگو مگوها همچنان ادامه داشت ، تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است!

از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود.

قدر هر کسی رو بدونید تا یه روزی پشیمون نشید




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :پشیمون و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 13/02/91

به تو می رسم

بار ِ دلــتـنگـیـت ُ  بستی ، دیگه وقت رفتنه

داری میری و فقط خاطره هات سهم منه

دلم از حادثه خونه ،  چشام از خاطره خیس

دوس داری برو ولی نامه برامون بنویس

به تو می رسم اگه موج  ِ مسافر بذاره
 
اگه دلبستگیــا  لحظــه ی آخـــر بذاره

به تو می رسم به تو  پولک نقره کوب ماه !

به تو می رسم به تو طلای این شب سیاه !

به تو می رسم به چشم  ِ انتظاری که داری

به تو می رسم به آغوش  ِ بهاری که داری

به تو که آینه ها محو تماشات می شدن

شبای تیره  چراغونی  ِ چشمات می شدن

می تونی  دل  بـِکــنـــی تا ته ِ  دنیا برسی

امروزُ رها کنی تا خود  ِ فردا برسی

می تونی همسفر ِ خاطره های بد باشی

می تونی راه رسیدن به شبُ بلد باشی

می تونی تو چار دیوار ِ غربت  ِ دنیا بری

می تونی هر جا بمونی ،  می تونی هرجا بری

امّا هرگـــز نمی تونی غمُ تنها بذاری

تو مســــافری نمی شه غربتُ جا بذاری

خاطرت هرجا که باشی بازم اینجا می مونه

تا ابد غصه ی غربت  ، تو دلت جا می مونه








نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 12/02/91

در بند دل

شش ساله بودم

که عاشق زنی شدم

که بیست و سه سال از من بزرگ تر بود

همگان اورا

مادرم می انگاشتند

پنجاه و سه ساله بودم

که عاشق زنی شدم

که بیست وسه سال از من کوچک تر بود

همگان مرا پدرش می پنداشتند

من در بند دل بودم

و دیگران

اسیر خیالات باطل




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :در بند دل و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین و کلمات کليدي :چوکاش لوبین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

 UP جدید* 11/02/91

گذشت دیگر آن زمان

گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم

 حالا یک بار از شهر می رویم
 
یک بار از دیار
 
یک بار از یاد
 
یک بار از دل
 
و یک بار از دست




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :گذشت دیگر آن زمان و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 10/02/91

 ارزش

ارزش خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد
 
ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.
 
ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.

ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است.

ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.

ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.

ارزش یک ساعت را، از عاشقانی بپرس که در انتظار زمان قرار ملاقات هستند.

ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است.

ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.

ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است.

زمان برای هیچکس صبر نمیکند.

قدر هر لحظه خود را بدانید.

قدر آن را بیشتر خواهید دانست، اگر بتوانید آن را با دیگران نیز تقسیم کنید.

برای پی بردن به ارزش یک دوست، آن را از دست بده.

این نوشته را به دوستان خود یا هر کسی که برایش آرزوی خوشبختی دارید، ارسال کنید. صلح، عشق و کامیابی ارزانی همگان باد.




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :ارزش و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 09/02/91

ساده و آرام

چه قدر ساده و آرام

چه قدر صبور و صمیمی

تو در من آمیختی

باور کن تو را در اولین نماز نخوانده جستجو کردم

که هنوز به قنوت گریه نرسیده سلامم دادی

بعد من ماندم و دستان پر دعایی

که به آسمان پر استجابت چشمانت آویخته شد

اصلا بیا و تو بگو

تو بگو کدامین سو قبله ی من است!؟




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :ساده و آرام و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۱

 UP جدید* 07/02/91

 گرگ خیره سر

گفت دانایى که گرگى خیره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر

لاجرم جارى است پیکارى بزرگ

روز و شب مابین این انسان و گرگ   

زور بازو چاره این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

اى بسا انسان رنجور و پریش

سخت پیچیده گلوى گرگ خویش   

اى بسا زور آفرین مردِ دلیر

مانده در چنگال گرگ خود اسیر

هرکه گرگش را دراندازد به خاک

رفته رفته مى‌شود انسان پاک

هرکه با گرگش مدارا مى‌کند

خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند 

هرکه از گرگش خورد دائم شکست

گرچه انسان مى‌نماید ، گرگ هست 

در جوانى جان گرگت را بگیر

واى اگر این گرگ گردد با تو پیر 

روز پیرى گر که باشى همچو شیر

ناتوانى در مصاف گرگ پیر

اینکه مردم یکدگر را مى‌درند

گرگهاشان رهنما و رهبرند 

اینکه انسان هست این سان دردمند

گرگها فرمان روایى مى‌کنند

این ستمکاران که با هم همرهند

گرگهاشان آشنایان همند

گرگها همراه و انسانها غریب

با که باید گفت این حال عجیب




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :گرگ خیره سر و کلمات کليدي :فریدون مشیری و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 05/02/91

عشق تو

شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد !

زیبا بود امّا شوخی بود !

حالا .... . . تو بی تقصیری !

خدای تو هم بی تقصیر است !

من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . !

تمام این تنهایی تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :عشق تو و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 04/02/91

زندگی باید کرد

زندگی باید کرد

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه با سوسوی امیدی کمرنگ

زندگی باید کرد

گاه با غزلی از احساس

گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
 
زندگی باید کرد

گاه با ناب ترین شعر زمان

گاه با ساده ترین قصه یک انسان

زندگی باید کرد

گاه با سایه ابری  سرگردان

گاه با هاله ای از سوز پنهان

گاه باید روئید

از پس آن باران

گاه باید خندید

بر غمی بی پایان

لحظه هایت بی غم

روزگارت آرام




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :زندگی باید کرد و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 03/02/91 

سایز

همسر: چکار میکنی بعد اینکه من بمیرم؟ میری زن دیگه میگیری؟ شوهر: قطعا نه!

همسر: چرا که نه؟ دوست نداری دوباره متاهل بشی؟

شوهر: خوب معلومه که میخوام

همسر: خوب چرا پس نمیخوای دوباره ازدواج کنی؟

شوهر: باشه باشه دوباره ازدواج میکنم

همسر: ازدواج میکنی واقعا؟

شوهر: ……!؟

همسر: یعنی تو همین خونمون باهاش زندگی میکنی؟

شوهر: البته خوب اینجا خونه خوب و بزرگیه

همسر: باهاش روی تختمون هم میخوابی؟

شوهر: مگه جای دیگه هم میتونیم بخوابیم؟

همسر: بهش اجازه هم میدی ماشینم رو برونه؟

شوهر: احتمال زیاد، خوب ماشین نو هست دیگه

همسر: عکسهای من رو هم با عکسهاش عوض میکنی؟

شوهر: اگر جای مناسبی باشه چرا که نه؟

همسر: جواهراتم رو هم بهش میدی؟

شوهر: مطمئنم که اون جواهرات مخصوص خودش رو طلب میکنه

همسر: یعنی کفشم رو هم میپوشه؟

شوهر: نه سایزش 38 هست

همسر: [سکوت]

شوهر: شیت [گند زدم!]




کلمات کليدي :طنز و کلمات کليدي :سایز و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۱

UP جدید* 02/02/91 

عادت

به تو عادت کرده بودم

ای به من نزدیک تر از من

ای حضورم از تو تازه

ای نگاهم از تو روشن

به تو عادت کرده بودم

مثل گلبرگی به شبنم

مثل عاشقی به غربت

مثل مجروحی به مرهم

لحظه در لحظه عذابه

لحظه های من بی تو

تجربه کردن مرگه

زندگی کردن بی تو

من که در گریزم از من

به تو عادت کرده بودم

از سکوت و گریه شب

به تو حجرت کرده بودم

با گل و سنگ و ستاره

از تو صحبت کرده بودم

خلوت خاطره هامو

با تو قسمت کرده بودم

خونه لبریز سکوته

خونه از خاطره خالی

من پر از میل زوالم

عشق من تو در چه حالی




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :عادت و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین