نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* ٢٨/١٢/90 - آخرین پست سال ١٣90

سال 1391مبارک

نه زمستانی باش که بلرزانی و نه تابستانی که بسوزانی بهاری باش که برویانی.

.::. وبلاگ پشت نقاب شب .::. فرارسیدن سال نو را بر همه ایرانیان و مخصوصا" وبلاگ نویسان عزیز تبریک می‌گوید.

امیدوارم سالی پر از موفقیت را پیش رو داشته باشد.

تا 13 فروردین وبلاگ آپدیت نمیشه (شایدم هم آپدیت کردم)




کلمات کليدي :مناسبتهای ویژه و کلمات کليدي :عید نوروز و کلمات کليدي :سال نو و کلمات کليدي :سال 1391




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠

 

UP جدید* 90/12/27

 

سرمه ی انتظار

سرمه ی انتظار به چشمانم می کشم

امشب دوباره تو را گم کرده ام
 
میان آشفته بازار افکار مبهمم

توی کوچه های بی عبور پاییزی

دستان گرمت را

نگاه مهربانت را

شانه های بی انتهایت را
 
منتظر نشسته ام




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :سرمه ی انتظار و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/25

غرق در تمنای دیدنت

امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت

سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم ...

امشب دوباره تو را گم کرده ام

میان آشفته بازار افکار مبهمم

توی کوچه های بی عبور پاییزی

دستان گرمت را

نگاه مهربانت را

شانه های بی انتهایت را

منتظر نشسته ام ...




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :غرق در تمنای دیدنت و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/24

عذرخواهی یک دقیقه‌ای

وقتی تو شهامت به خرج بدی و با کسی که براش اهمیت قائلی، صادق باشی،نشون میدی که برای خودتم ارزش قائلی.

به این طریق به اون شخص اجازه میدی بدونه که تو دلت می‌خواد چطور باهات رفتار بشه.

همچنین اجازه میدی اون شخص بدونه که تو چقدر به رابطه‌تون اهمیت می‌دی و دلت می‌خواد این رابطه ادامه داشته باشه و شکوفا بشه.




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :عذرخواهی یک دقیقه‌ای و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین و کلمات کليدي :کن بلانچارد




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/23

وقتی

وقتی تو خودت گیر می کنی
 
وقتی همه چیز برات میشه یه سوال !
 
وقتی توی تکرار صحنه ها اسیر میشی
 
وقتی اونقدر خسته میشی که حتی از فکر کردن به فکر کردن هم بیزار میشی
 
وقتی کسی نیست که بفهمه چی میگی
 
وقتی مطمئنی ! اونی که امروز می آد فردا میره ..
 
وقتی مجبوری خودتم گول بزنی
 
وقتی حتی شهامت خیلی چیزها رو نداری !!!
 
وقتی می دونی هیچ کس و هیچ چیز خودش نیست
 
وقتی می دونی همه چی دروغه
 
وقتی می دونی که نباید به هیچ قول و قراری ! اعتماد کنی
 
وقتی می فهمی که نباید می فهمیدی ..
 
وقتی روزگار یادت میده که باید سوخت و ساخت
 
وقتی می خندی به اینکه کارت از گریه گذشته
 
وقتی قراره هیچ چی جای خودش نباشه
 
وقتی منتظر یه اتفاقی و اون اتفاق هیچ وقت نمی افته ..
 
 وقتی نباید اونی باشی که هستی
 
وقتی بهت می فهمونن دوست داشتن یه معاملست !
 
وقتی تو رو بخاطر صداقتت محکوم می کنن 
 
وقتی خوشحال میشن که غرورت بشکنه

وقتی حرفاتو فقط دیوار می فهمه ! ...

میشی اینی که من الان هستم




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :وقتی و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/22

همه می پرسند

چیست در زمزمه مبهم آب؟

چیست در همهمه دلکش برگ؟

چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند

که ترا می برد این گونه به ژرفای خیال؟

چیست در خلوت خاموش کبوترها؟

چیست در کوشش بی حاصل موج؟

چیست در خنده جام

که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن می نگری؟

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،

نه به این آبی آرام بلند،

نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام،

نه به این خلوت خاموش کبوترها،

من به این جمله نمی اندیشم.

من مناجات درختان را هنگام سحر،

رقص عطر گل یخ را با باد،

نفس پاک شقایق را در سینه کوه،

صحبت چلچله ها را با صبح،

نبض پاینده هستی را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،

همه را می شنوم؛ می بینم.

من به این جمله نمی اندیشم.

به تو می اندیشم.

ای سرپا همه خوبی!

تک و تنها به تو می اندیشم.

همه وقت، همه جا،

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم.

تو بدان این را، تنها تو بدان.

تو بیا؛

تو بمان با من، تنها تو بمان.

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب.

من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند.

اینک این من که به پای تو در افتادم باز؛

ریسمانی کن از آن موی دراز؛

تو بگیر؛ تو ببند؛ تو بخواه.

پاسخ چلچله ها را تو بگو.

قصه ابر هوا را تو بخوان.

تو بمان با من، تنها تو بمان.

در دل ساغر هستی تو بجوش.

من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست؛

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش.




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :همه می پرسند و کلمات کليدي :فریدون مشیری و کلمات کليدي :پشت نقاب شب




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/21

وقت رفتن

نه یه بوسه وقت رفتن نه یه خط یادگاری

نه حضور اشک و تردید نه نشون بیقراری

خیلی ساده دل بریدی از من و خاطره هامون

از تموم لحظه ها و پرسه های پابه پامون

خیلی ساده واسه قلبم نقشه ی مرگو کشیدی

بین بودن و نبودن به نبودنم رسیدی

رفتی تا فاصله باشه بین دستای من و تو

رفتی تا یکی نباشه دیگه دنیای من و تو




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :وقت رفتن و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/20

یک

یک ترانه می تواند لحظه را به آتش بکشد

یک گل می تواند رویایی را زنده کند

یک درخت می تواند سرآغاز یک جنگل باشد

یک پرنده می تواند منادی بهار باشد

یک لبخند می تواند آغازبخش یک دوستی باشد

یک کف زدن روحیه ای را افزایش می دهد

یک ستاره می تواند راهنمای یک کشتی در دریا باشد

یک کلمه می تواند یک هدف را شکل بدهد

یک رای می تواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد

یک پرتو کوچک خورشید اتاقی را روشن می کند

یک شمع تاریکی را دور می کند

یک خنده افسردگی را از بین می برد

یک قدم باید برداشته شود تا سفری آغاز گردد

یک کلمه باید گفته شود تا هر عبادتی شکل بگیرد

یک امید باید وجود داشته باشد تا روحیه ما اافزایش پیدا کند

یک تماس می تواند علاقه شما را نشان دهد

یک آوا می تواند با هوشنمدی بیان شود

یک قلب می تواند دانای حقیقت باشد




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :یک و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/18

خاطـــره ها

رفتی  و خاطره های تو نشسته تو خیالم

بی تو من اسر دست آرزو های محالم

یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم

غیر تو که دوری از من دل به هیچ کس نبستم

هم ترانه یاد من باش

بی بهانه یاد من باش

وقت بیداری مهتاب

عاشقانه یاد من باش




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :خاطره ها و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/17

زیبایی

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد وبه کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد ویاد حرف پدرش افتاد"اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم"

دخترک به کفش هانگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هایش رابالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمیخوام




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :زیبایی و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/16

نگاه کنید

مرد را به عقلش نه به ثروتش

زن را به وفایش نه به جمالش

دوست را به محبتش نه به کلامش

عاشق را به صبرش نه به ادعایش

مال را به برکتش نه به مقدارش

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش

غذارا به کیفیتش نه به کمیتش

درس را به استادش نه به سختیش

دانشمند را به علمش نه به مدرکش

مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

دل را به پاکیش نه به صاحبش

جسم را به سلامتش نه به لاغریش

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :نگاه کنید و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/15

می وزد باد سرد

گرمای عشق هم دیگر گرم  نمی کرد

جاده باریک می شد

افق تاریک می شد

سرعتم هر چقدر کم می شد

خانه بازهم نزدیکتر می شد

ستاره سوسو می زند

خدا به من چشمک می زند

دلم پر از امید می شود

حتما، فردا آسمان نقرهای می شود




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :می وزد باد سرد و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/14

شیشه تبدار

روی آن شیشه تبدار تو را "ها" کردم

اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم

حرف با برف زدم سوز زمستانی را

با بخار نفسم وصل به گرما کردم

شیشه بد جور دلش ابری و بارانی شد

شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم

عرقی سرد به پیشانی آن شیشه نشست

تا به امید ورود تو دهان وا کردم

در هوای نفسم گم شده بودی ای عشق

با سرانگشت ، تو را گشتم و پیدا کردم

با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را

عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم

و به عشق تو فرآیند تنفس را هم

جذب اکسیژن چشمان تو معنا کردم

باز با بازدمی اسم تو بر شیشه نشست

من دمم را به امید تو مسیحا کردم

پنجره دفترم امروز شد و شیشه غزل

و من امروز بر این شیشه تو را "ها" کردم

آن قدر آه کشیدم که تو این شعر شدی

جای هر واژه، نفس پشت نفس جا کردم

اینک ای شعر مه آلوده خداحافظ تو

ختم این شعر نفسگیر در اینجا کردم




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :شیشه تبدار و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/13

غریبه

آی غریبه ، آی غریبه ، عجب چشمای تو عاشق فریبه

نگام کن که دوست دارم نگاتو

که میشناسم صداتو

من از عشق من از غم

تو بامن آشنا شو

من از شعر من از شب

تو با من آشنا شو

من از گل من از خاک

تو از بالای بالا

دلم گرم دلم پاک

ولی رسوای رسوا . . .

صدام کن صدام کن دلم تنهای تنهاست

بخندون نگریون که چشمام مثل دریاست . . .




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :غریبه و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/11

یک دنیا حرف برای تو دارم

یک دنیا حرف برای تو دارم

یک دنیا پر از حرفهای نگفته

یک دنیا پر از بغضهای نشکسته

دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است

صدایی نیست ، دلم گرفته

با تمام وجود تورا میخوانم .

از تو چیزی نمیخواهم جز مهربانیت را . . .

جز نگاه آرامت را . . .

چشم هایم را میبندم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلکهای بسته ام حک کنم ، اما باز جای تو خالی است.

شاید اگر جای تو بودم طاقت دیدن چشمهای خسته و خیست را نداشتم .

شاید اگر جای تو بودم بلور بغضم را با تلنگری آسان میشکستم تا بدانی تا بدانی چقدر دوستت دارم.

روزی صد بار خداحافظی کردم ولی افسوس افسوس معنی خداحافظی را زمانی فهمیدم که تورا به خدا سپردم.




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :یک دنیا حرف برای تو دارم و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/09

یه لحظه یاد من کن

حالا که از تو دورم ، بذار که حرف دلمو بیارم به زبونم

بذار بگم که اگه من اون سر دنیا باشم

اگه من شاد باشم یا که غمگین باشم

اگه خنده رو لبام موج بزنه

یا که اشک از گونه هام چکه کنه

اگه در خواب باشم یا که بیدار باشم

اگه تو جمع باشم یا که تنها باشم

من فقط لحظه ها رو به یاد تو میگذرونم

اگه من شاد باشم دلیل شادیم تویی

اگه غمگین باشم دلیل این غمم تویی

اگه خنده رو لبام موج بزنه دریای موج تویی

اگه اشک از گونه هام چکه کنه ابر بهاری تویی

اگه تو خواب باشم بدون تو رو خواب میبینم

اگه بیدار باشم میخوام کنار تو باشم

اگه تو جمع باشم حرف تو رو پیش میکشم

اگه تنها باشم میخوام به یاد تو باشم

اگه تمام زندگیمو من به یاد تو میگذرونم

در عوض از تو فقط یه چیز میخوام

میخوام که حس خوبتو راهی قلب من کنی

میخوام که توی شادیات یه لحظه یاد من کنی




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :یه لحظه یاد من کن و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/04

نتــرس جانکم

یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایم را دَم ِ در بگذارم

تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او

ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم

ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است

نتــرس جانکم

حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :نتــرس جانکم و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/03

یک نگاه

جاده ها پر است از یک نگاه

و من در امتداد لحظه ها

بدنبال حضور دیگری هستم

افق خاکستریست

دم دم های غروب است

جاده پر است از سکوت

بوی رودخانه و صدای گنجشکان

و من منتظر پشت پنجره

مثل هر غروب

پرم از نیامدن هایت




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :یک نگاه و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/02

یک دنیا حرف برای تو دارم

یک دنیا حرف برای تو دارم

یک دنیا پر از حرفهای نگفته

یک دنیا پر از بغضهای نشکسته

دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است

صدایی نیست ، دلم گرفته

با تمام وجود تورا میخوانم .

از تو چیزی نمیخواهم جز مهربانیت را . . .

جز نگاه آرامت را . . .

چشم هایم را میبندم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلکهای بسته ام حک کنم ، اما باز جای تو خالی است.

شاید اگر جای تو بودم طاقت دیدن چشمهای خسته و خیست را نداشتم .

شاید اگر جای تو بودم بلور بغضم را با تلنگری آسان میشکستم تا بدانی تا بدانی چقدر دوستت دارم.

روزی صد بار خداحافظی کردم ولی افسوس افسوس معنی خداحافظی را زمانی فهمیدم که تورا به خدا سپردم.




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :یک دنیا حرف برای تو دارم و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٠

UP جدید* 90/12/01

همین که هستی

همین که لابلای کلماتم

نَفَس میکشی

راه میروی

در آغوشم میگیری

همین که پناه ِ واژه هایم شده ای

همین که سایه ات هست

همین که کلماتم از بی "تو"یی

یتیم نشده اند

کافی‌ست برای یک عمر آرامش ؛

باش . . .

حتی همین قدر دور

حتی همین قدر دست نیافتنی




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :همین که هستی و کلمات کليدي :پشت نقاب شب و کلمات کليدي :سعید علیزاده پروین