نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

٢٠ UP جدید* ١٢/٠۴/۸٩

فاصله ها


( این آهنگ تیتراژ سریال فاصله ها می باشد .)

اگه فاصله افتاده اگه من با خودم سردم

تو کاری با دلم کردی که فکرشم نمی کردم

چه آسون دل بریدی از دلی که پای تو گیره

که از این بدترم باشی واسه تو نفسش میره

نمی ترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه

همیشه لحظه آخر خدا نزدیک تر میشه

تورو دست خودش دادم که از حالم خبر داره

که حتی از تو چشماشو یه لحظه بر نمیداره

تو امید منی اما داری از دست من میری

با دستای خودت داری همه هستیمو میگیری

دعا کردم تورو بازم با چشمی که نخوابیده

مگه میزاره دلتنگی مگه گریه امون میده

مریضم کرده تنهایی ببین حالم پریشونه

من اونقدر اشک میریزم که برگردی به این خونه

حسابش رفته از دستم شبایی رو که بیدارم

شاید از گریه خوابم برد درا رو باز میزارم

لینک دانلود آهنگ




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :فاصله ها و کلمات کليدي :علی لهراسبی




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

دنیای این روزای من

دنیای این روزای من هم قد تنپوشم شده

اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

آینده این خونه را با شمع روشن میکنم

در حسرت فردای تو تقویمو پر می کنم

هر روز این تنهایی رافردا تصور میکنم

هم سنگ این روزای من تنها شبم تاریک نیست

اینجا بجز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست

هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم

آینده این خونه را با شمع روشن میکنم

دنیای این روزای من هم قد تنپوشم شده

اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده

تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :دنیای این روزای من و کلمات کليدي :داریوش اقبالی




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

بهترین شعر زندگیم

امیدوارم روزی بتوانم بهترین شعر زندگیم را برای تو بسرایم

و تقدیم تو کنم گرچه که یقیین دارم که می دانی

نه تنها اشعارم که تمام هستی ام وجودم تقدیم به توست

تو الهام بخش بهترین ابیات شعرهای منی

وقتی اولین سلام نخستین دیدار

ملتهب ترین نگاه را به یاد می آورم

آن زمان که با نگاهی معصومانه با لبخندی کودکانه

 و با صداقتی شاعرانه دستهایم را فشردی

و آن زمان را که شوق هر روز دیدنم

و هر روز دیدنت آرامم می کرد ...

آه ! افسوس که چه زود گذشت. باور می کنی ؟

باور کن که لحظه لحظه اندیشیدن به تو

حتی با اینهمه فاصله و درد

خون زندگی ،عشق به زندگی ،

عشق به بودن را دررگهایم به جوش می آورد!

باور کن که هنوزهم دوست دارم

کودکانه بی پروا صادقانه عاشقانه دیوانه وار

بگویم دوستت دارم بگویم ازازل تا به ابد

عاشقانه ودیوانه واردوستت دارم

گرچه گفتن و شنیدنش راازمن دریغ می کنی

می هراسی می گریزی

اما من هنوز هم دوست دارم که بگویم دوست دارم ...




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :بهترین شعر زندگیم




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

الهی بمیرم

الهی بمیرم اگه باز ببینم غمی توی چشمات

الهی که باشه برای دل من تمومیه دردات

الهی بمیرم واسه اون نگاهت که اونقدر نجیب

الهی بمیرم واسه اشک چشمات که خیلی غریبه

بمیرم الهی واسه تو واسه تو تو که گریه کردی

تو که لحظه لحظه تموم غما رو با من سر می کردی

دیگه گریه بس کن بزار واسه من تموم غماتو

بزار من بمیرم که طاقت ندارم بینم چشاتو

لینک دانلود آهنگ




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :الهی بمیرم و کلمات کليدي :علیرضا روزگار




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

بودنت همه چیزه

تو میدانی وهمه می دانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من ، از آوردن برق امیدی در نگاه من ، از بر انگیختن موج شعفی در دل من عاجز است .

تو میدانی وهمه می دانند که شکنجه دیدن بخاطر تو ، زندانی کشیدن بخاطر تو و رنج بردن بپای تو تنها لذت بزرگ من است.

از شادی تست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد. و از خوشبختی تست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس می کنم.

نمی توانم خوب حرف بزنم، نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام،دریاب ! دریاب !

من ترا دوست دارم ، همه زندگیم و همه روزها وشبهای زندگیم،‌هر لحظه زندگیم بر این دوستی شهادت می دهند، شاهد بوده اند و شاهد هستند،‌آزادی تو مذهب من است، خوشبختی تو عشق من است،آینده تو تنها آرزوی من است.

به که گویم که شدم تنهاترین،من خودت خواهم نه یادت نازنین




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :بودنت همه چیزه




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

فراموشت نکردم

شنیدم دوباره دلت تنگ شده برای اون روزا که با تو بودم

بازم مثل قدیما میام پیشت دستاتو میگیرم توی دستم

یه روز میبینی که اومدم دوباره پیش تو نشستم

فراموشت نکرم اگه از تو بریدم هیچ کسو تو دنیا مثل تو ندیدم

چه احساس قشنگی به چشمای تو داشتم

منو ببخش عزیزم تورو تنهات گذاشتم

میامو اشکاتو پاک می کنم غصه و غماتو خاک می کنم

دستاتو توی دستام می گیرم دوست دارم کنار تو بمیرم

لینک دانلود آهنگ




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :فراموشت نکردم و کلمات کليدي :فریاد




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

چه کسی

چه کسی بعد از من غبار چشم هایت را می دزد ؟

چه کسی بعد از من سکوت تنهایت را گلباران می کند ؟

چه کسی بعد از من عمق دلتنگیت را ساز می شود ؟

چه کسی بعد از من به یاد دلگویه هایت اشک می ریزد ؟

چه کسی بعد از من دلیل خوابگردی شبانه ات می شود ؟

چه کسی بعد از من بهانه بازیگوشی زلفت با باد می شود ؟

چه کسی بعداز من دست تنهایی تو را می گیرد ؟

چه کسی فاجعه عاشقی کردنت را تکرار می کند ؟

چه کسی رسوایی چشم هایت را پنهان می کند ؟

چه کسی بعد از من غریق نجات شعر های به گل نشسته ات می شود ؟

چه کسی بعد از من موج خاطراتت را شانه می کند ؟

چه کسی بعد از من نامت را روزی هزاران بار فریاد می زند ؟

چه کسی بعد از من مرا در تو تکرار می کند ؟




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :چه کسی




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

غریبــه‌ها هم می‌دانند

حتــی غریبــه‌ها می‌دانند

کــه شانــه‌های غـرورت

تــشنه هـــق هـــق اســت

حتــی می‌دانند

که بــاید پلکهــایت را

دوســت داشــت

تــا آشنــایی را نشنــاسی .

می‌دانــی ؟

مــن هیــچ بـغضی را ارزان

نـفروختـــه‌ام
  
تنهـــا

سـایـه‌هـــای حضــورم راپــوششی می‌کنــم

بــر شانـه‌هــای عریــان غـرورت

تــا ،غــریبــه‌ای عبــور نـکـنـد




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :غریبــه‌ها هم می‌دانند




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

هنوز هم نمی‌دانم

هنوز هم نمی‌دانم

هر سال که می‌گذرد

یک سال به عمرم اضافه می شود

یا یک سال از عمرم کم می شود!




کلمات کليدي :سخنانی از بزرگان و کلمات کليدي :هنوز هم نمی‌دانم و کلمات کليدي :گاندی




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

نگاه کن

تقدیم به تو ای خیال من

نگاه کن ، پرندگان زمستانی ، چگونه در دل من خود را گرم می کنند

و ماه نیمه،

در طراوت روحم ، نیم دیگر خود را می جوید

ببین چگونه تو را دوست دارم

که آفتاب یخ زده  در رگ هایم می خزد

ودر حرارت خونم پناهی می جوید.

دوستت دارم

اقیانوس ها

کنار جوی خانه ی تو  زانو می زنند

ورد قدم های تو را می بویند

توفان ها به کناری می ایستند

تا نسیم بلورینت بگذرد .

ای تبعید شده ازبهشت

تو راز بهشت را

با خنده های درخشانت فاش کرده ای.

ای ماهی یونس!

جرقه ی بی انتها!

تورا ساعت سازی کور با من آشنا کرد

که راز زمان را نمی دید

و بال های تو را دیدم من

 که در آسمان ها می جنبید و انتظار های شانه های مرا می کشید.

خدایت بودم

وتو را آفریدم

تا سجده کنم در کنارت




کلمات کليدي :متن عاشقانه و کلمات کليدي :نگاه کن




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

مقصد خاموش

میترسم تا آخر توی خیالت از حس تنهایی بمیرم

هر قت که بارون میزنه بازم تا بی نهایت تو میرم

چه احساسی به خرج بدم که بگم بی تو هیچم

که چرا از کوچه راه به شب بارون می پیچم

تو پنهونی توی قلبم که تماشات همه رازه

غیر دوریت چیزی منو یاده گریه نمیندازه

میدونم حالمو دیدی که سرو پا مست دردم

اگه دستمو نگیری به کی دیگه دل ببندم

هنوزم دلشوره داره بی تو هر خاطره دنیام

تورو به قلبم سپردم تا نره از دست نفسهام

اینجا که تنها تر منم بند بند تنم با تو

مقصد خاموشه چشام یه دریا بارون تا توه

خیال تو کمه برام شدی یه پاره از تنم

راهی تا بودنت بزار دلو به دریا بزنم

دور از تو بی تو سر کنم تا کی غم دقایقو

کی جز تو پنهون می کنه از بغض من ای هق هقو

دیداره ما با گریه رفت جاده به دنبال چشات

این انتظار عذابم برگرد دلم تنگ برات

لینک دانلود آهنگ




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :مقصد خاموش و کلمات کليدي :الیاس صالحی




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

کاش

کاش میدونستم من گلم دلیله رفتنت چی بود

چشمام تو چشمای من دلت تو دنیایه کی بود

کاش میدونستم جای من کجای قلبو فکرت بودو هست

چه ساده دل کندی از من تنها شدم بی هم نفس

باید خدا خدا کنم با گریه هام دعا کنم

میون گریه بدوام شاید تورو پیدا کنم

دیگه به تو نمی رسم چه ساده دل کندی ازم

با اینکه بی خیالمی هنوز برات دل واپسم

نبودنت برای من کشنده است

درد عمیقه عشق تو مثل یه زخمه کهنست

من نمیتونم بی تو بمونم, ولی تو نمیمونی

من نمی تونم عاشق می مونم ولی تو نمی دونی بی تو میمیرم

لینک دانلود آهنگ




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :کاش و کلمات کليدي :tiamo




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

دارم میرم

با اینکه تازه دیدمت انگار یه عمره با منی

انگار داری با اون نگات اسممو فریاد میزنی

چشمات باهام غریبه نیست یه تیکه از خود منه

دلم داره با نفسام برای تو پر میزنه

تویی که با اومدنت دلم پر از جوونه شد

خونه ویرونه من بازم دوباره خونه شد

تویی که بودنت برام دلیل زنده بودنه

تموم آرزوم فقط بدون تو نبودنه

دارم میرم ولی دلم میخواد باشم کنار تو

میترسم از این که یه عمر باشم در انتظار تو

بدون تو نمی تونم یه لحظه آروم بگیرم

اشکام سرازیر میشه و از غمو غصه میمیرم

آخه مگه به جز تو کی مونده تو این دنیا برام

دیگه کسیو ندارم من موندمو خاطره هام

اما میدونم که باید دوریتو به جون بخرم

از پیش تو باید یه یادگاری ببرم

نه تقصیر تو بود نه من دنیا به کام ما نبود

قرارمون باشه یه جا اونوره گنبده کبود

لینک دانلود آهنگ




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :دارم میرم و کلمات کليدي :امین حبیبی




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

قبله

کسی از زخم دلم خبر نداره

کسی از چشمای من خبر نداره

کسی هم قطره اشکمو ندید

ولی از رویه تو برگشتی نداشت

قطره قطره اشکامو ریختم برات

بدونه حتی یه نفرین سره رات

تو بگو چی کم گذاشتم واسه تو

من بگم می گم نشسته زیره پات

آخه به قبله کی دعا کنم

اشک بریزمو خدا خدا کنم

تو فقط بگو کجایی من بیام

ببینی میخوام باهات چه کار کنم

آخه به قبله کی دعا کنم

اشک بریزمو خدا خدا کنم

کجایی بگو یام سراغ تو

یه بارم شده منم خطا کنم

کسی از زخم دلم خبر نداشت

کسی از چشمای من خبر نداشت

کسی یک قطره اشکمو ندید

ولی از رویه تو برگشتی نداشت

لینک دانلود آهنگ




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :قبله و کلمات کليدي :افشین آذری




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

غافل

آخره دلتنگیمو به داده من نمیرسی

هر چی بهت میگم نرو داری ازم دل می کنی

فقط داری با این کارات جونمو آتیش میزنی

تو غافل از خیال من تو که پشیمون نمیشی

از اولشم اشتباه بود هرچی بود بین منو تو

دیگه فاییده ایی نداره اینه قسمته منو تو

از اولشم اشتباه بود که به پای تو نشستم

تقصیر دل خودم بود که به دست تو شکستم

حالا که که سنگشو بد جور به سینه میزنی

منو نشوندی پای غم تو کیو خوشبخت میکنی

اونم یکی مثل منه نمی دونه کی به کیه

نمیدونه که آخره قصه عشق تو اینه

لینک دانلود آهنگ




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :غافل و کلمات کليدي :فتاح فتحی




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

در اندیشه باران

امشب،

در اندیشه باران خورده ام،

چه کسی قطره ها را می چیند و،

طراوتشان را، به لبان خشک بهانه هایم می بخشد؟

چه کسی؟

برترکهای خسته کوزه خیالم، مرهم آبی می کشد

شاید حادثه ای

کنده خیال او را، به ساحل تن من، رسانده است

نمی دانم

اما

دیگر فاصله ائی نمانده،

من در ژرفای احساس تو شنا میکنم،

تا فردا

که در گنجه خیال تو پنهان شوم

چه زیباست، این پنهان شدن و دیگر پیدا نشدن

همچو، بادبادک دست کودکی،

که در اوج  بی صدائی میرقصد

یا قایق کاغذی که، در تشت آسمان بی آب می رود




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :در اندیشه باران




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

جاده عاشقی

برای عبور از جاده عاشقی

فقط یک بهانه می خواهم

برای عشق بازی با دلم

یک نگاه و کاشانه می خواهم

برای رقص و شور شعر هایم

چشم تو و یک ترانه می خواهم

برای با تو ماندنم

یک عشق بی کرانه می خواهم

من برای واژه های گوشه گیرم

یک کتابِ پر افسانه می خواهم

برای ماندن بی تردید و خواندن بی تخریب

یک بغل احساس جانانه می خواهم .

برای با تو جاری شدن

یک تعبیر ساده می خواهم

برای عشوه ای زنانه از جان

یک لبخند بی قاعده می خواهم

و آخر هم

از اینهمه هیاهو و تلاطم

من تو را یکبار بی بهانه می خواهم




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :جاده عاشقی




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

تو نیستی

تو نیستیو قلبم بی سرو سامونه

از آدما دورم چشام پر از خونه

بی تو تنم سرده باید خودت باشی

بی تو یه دنیایی باید که پیدا شی

تو نیستیو بی تو یه زنده ی مردم

همیشه تنهامو همیشه افسردم

تو نیستیو بی تو من با همه قهرم

ببین که دور از تو چه قدر کمه صبرم

ببین که داره دله من به سیم آخر میزنه

واسه دوباره دیدنت چه طوری پرپر میزنه

ببین که بعده رفتنت دنیایه من جهنمه

بهشت من بودی ولی حالا رفیق من غمه

لینک دانلود آهنگ




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :تو نیستی و کلمات کليدي :مجید یحیایی




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

تردید تو

تردید تو

هر آنچه می خواهد

از بودنم می کاهد

آه

این من چه بی هدف

میان اندوه قلمت گم شد

وقتی لحظه ای بی پروا گفتی

گفته ام

هراسی از نبودنت ندارم

وقتی کاغذهایت کنار چشم های نگرانم

از بغضی سیاه شده بود

از فریادی که بی درنگ

تو را به سایه ای مبهم  میرساند

با من بگو

تو را چه می شد اگر جای قلم

جای کاغذهایت

یک بار هم مسیر سپید قلب مرا محک میزدی




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :تردید تو




نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ تیر ۱۳۸٩

بعد دیدار تو

تو مثل راز پاییزی ومن رنگ زمستانم

چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم

تو مثل شمعدانی ها پراز رازی و زیبایی

ومن در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم

تو دریایی ترینی ، آبی وآرام وبی پایان

ومن موج گرفتاری اسیر دست طوفانم

تو مثل آسمانی مهربان وآبی وشفاف

ومن درآرزوی قطره های پاک بارانم

نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته

به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم

تو دنیای منی بی انتها وساکت وسر شار

ومن تنها دراین دنیای دوراز غصه مهمانم

تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور ونامعلوم

ومن درحسرت دیدار چشمت رو به پایانم

تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر ها

ومن هم یک کبوتر تشنه  باران درمانم

بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من

ببین با تو چه روئیایی ست رنگ شوق چشمانم

شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم

هنوز ازعطر دستانت پراز شوق است دستانم

تو فکر خواب گل هایی که یک شب باد ویران کرد

ومن خواب ترا می بینم ولبخند پنهانم

تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد

ومن مرغی که ازعشقت فقط بی تاب وحیرانم

تو می آیی ومن گل می دهم درسایه چشمت

وبعد ازتو منم با غصه های قلب سوزانم

تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد

ومن تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم

شبست ونغمه مهتاب ومرغان سفر کرده

وشاید یک مه کمرنگ ازشعری که می خوانم

تمام آرزوهایم زمانی سبز می گردد

که تو یک شب بگویی ، دوستم داری تو ، می دانم

غروب آخرشعرم پراز آرامش دریاست

ومن امشب قسم خوردم تو را هرگز نرنجانم

به جان هرچه عاشق توی این دنیای پرغوغاست

قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم

بدون تو شبی تنها وبی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :بعد دیدار تو