نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٤

چشمات

اگه چشمات مشکي يا عسلي دوستت دارم اگه موي تو کوتاست يا

که بلند دوستت دارم اگه چون دوستم داري ميخواي اذيتم کني هر

چقدر مي خواي اذيتم بکن دوستت دارم وقتي با برق چشات

چشماموادب ميکني دو تا چشم من مي خوان بهت بگن دوستت

دارم وقتي که دستم ومي گيري ونازش ميکني تو دلم داد ميزنم

هزار دفعه دوستت دارم وقتي که نگام به نيمرخت عمود اين لبام

دوتاشون ميخوان درگوشت بگن دوستت دارم اگه دوستم داري

فقط يه بار درگوشم حالا نه بعدا"بگو دوستت دارم "








نويسنده : سعید علیزاده پروین ; ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٤

هم صدا

اگه هم صدا بودي اگه هم صدام بودي

هيچ كي حريفم نمي شد

كوه اگه رو شونه هام بود كمرم خم نمي شد

تو اگه خواسته بودي ،‌ آخ تو اگه خواسته بودي

تو اگه مونده بودي

موندني ترين بودم ، عمر صدام كم نمي شد

اگه هم صدا بودي ، اگه هم صدام بودي

هيچ كي حريفم نمي شد

كوه اگه رو شونه هام بود ، كمرم خم نمي شد

اگه زخمي مي شدم به دست تو مرهم بود

زخم قيمتي من محتاج مرهم نمي شد

اگه بارون عزيز با تو بودن مي گرفت

گل سرخ قصه مون تشنه ، شبنم نمي شد

تو اگه خواسته بودي